آنگاه زني که کودکي در آغوش داشت گفت
اي پيامبر با ما از فرزندان سخن بگو.
و او گفت :
فرزندانِ شما فرزندان ِشما نيستند.
آن ها پسرها و دختران ِخواهشي هستند که
زندگي به خويش دارد.
آن ها به واسطه ي شما مي آيند ،اما نه از شما ،
و با آن که با شما هستند ،اما از آنِ شما نيستند .
شما مي توانيد مهرِ خود را به آنها بدهيد،
اما نه انديشه هايِ خود را ،
زيرا که آنها انديشه هاي خود را دارند.
شما مي توانيد تنِ آنها را در خانه نگاه داريد ، اما نه روحشان را ،
زيرا که روح ِآنها درخانه ي فرداست ،که شما را
به آن راه نيست ، حتي در خواب.
شما مي توانيد بکوشيد تا مانندِ آنها باشيد ،
اما مکوشيد تا آنها را مانندِ خود سازيد.
زيرا که زندگي واپس نمي دهد و در بندِ ديروز نمي ماند.
شما کماني هستيد که فرزندتان مانندِ تيرِ زنده اي از چله ي آن
بيرون مي جهد.
کمانگير است که هدف را در مسيرِ نامتناهي مي بيند ،و اوست
که با قدرتِ خود شما را خم مي کند تا تيرِ او را تيز پر و دور رس
به پرواز در آوريد.
بگذاريد که خم شدنِ شما در دستِ کمانگير از روي شادي باشد؛
زيرا که او هم به تيري که مي پرد مهر مي ورزد و هم به مکاني که
در جا مي ماند.
برگزيده از کتاب پيامبر و ديوانه ، نوشته :جبران خليل جبران
خداوندا
به علمای ما مسؤولیت
و به عوام ما علم
و به دینداران ما دین
و به مؤمنان ما روشنایی
و به روشنفكران ما ایمان
و به متعصبین ما فهم
و به فهمیدگان ما تعصب
و به زنان ما شعور
و به مردان ما شرف
و به پیران ما آگاهی
و به جوانان ما اصالت و به اساتید ما عقیده
و به دانشجویان ما نیز عقیده و به خفتگان ما بیداری
و به بیداران ما اراده و به نشستگان ما قیام
و به خاموشان ما فریاد و به نویسندگان ما تعهد
و به هنرمندان ما درد و به شاعران ما شعور
و به محققان ما هدف و به مبلغان ما حقیقت
و به حسودان ما شفا و به خودبینان ما انصاف
و به فحاشان ما ادب و به فرقههای ما وحدت
و به مردم ما خودآگاهی
و به همهی ملت ما، همت تصمیم و استعداد فداكاری و شایستگی نجات و
عزت ببخش!

نگاه کن
مرا مصاحب گنجشک های شاد مبین
مرا معاشر گلبرگهای یاس مدان
که من تمامی شب
در آن کرانه دور میان جنگل آتش
میان چشمه خون
به زیر بال هیولای مرگ زیسته ام
و تا سپیده صبح
به سرنوشت سیاه بشر گریسته ام
تو هیچ می گریی ؟
باز از ستاره می پرسم
ستاره اما با دیدگان اشک آلود
به پرسشی که ندارد جواب مینگرد
بگو
صدای من به کسی می رسد در آن سوی شب
بگو که نبض کسی می زند در آن بالا
ستاره می لرزد
بگو
مگر تو بگویی
در این رواق ملال
کسی چون من به نماز شکایت استاده است
ستاره می سوزد
ستاره می میرد
و من تکیده و غمگین به راه می افتم
آفتاب همان گونه سرکش و مغرور
به انهدام خراب می نگرد
تیترهای روزنامه های ایران پس از پایان المپیک!

* مجلس تمامی ورزشکاران ایرانی را برای ادای پاره ای توضیحات به صحن علنی مجلس فراخواند!
* مانتوی رنگی هما حسینی پرچمدار تیم ورزشی ایران در مراسم افتتاحیه از مصادیق تبرج شناخته شد!
* احمدی نژاد: با اجرایی شدن طرح تحول اقتصادی، در المپیک لندن مدال ها را درو خواهیم کرد!
* علی آبادی: حیف که دیکس! کمرم درد می کرد وگرنه خودم به جای احسان حدادی دیکس! را پرتاب می کردم!
* پالیزدار: همه چیز را افشا می کنم!
* کردان: افراد تحصیل کرده باید وارد شوند!
* سایت الف: مدارک داوران مسابقات ورزشکاران ایرانی باید بررسی شود!
* فاطمه رجبی: به خاطر این نتایج ضعیف، رفسنجانی و قالیباف باید رسماً از مردم عذرخواهی کنند!
* لاریجانی: سیاست استراتژیک ما در قِبَل ملل دُوَل متحدالممالک شرکت کننده در المپیک ، باید بصورت پارادایم دیالکتیک نامتجانس باشد!
* الهام: بیخود به من نگاه نکنید! من بی تقصیرم! استعفا هم نمی دهم!
* شریعتمداری: بحرین هم در المپیک مدال گرفت ولی ما نگرفتیم!
* کروبی: خوابم یا بیدار؟! این چه نتایجیه!
* کفاشیان: فوتبال ما حضوری امیدوارکننده در المپیک پکن داشت!
* قراخانلو: توقع مدال گرفتن در المپیک لندن از ما نداشته باشید!
* علی آبادی: همین که ورزشکاران ایرانی غیرت خودشان را نشان دادند برای ما کافی است! و این حاصل زحمات سازمان بوده است!
* صفایی فراهانی: با نتایج بدست آمده ممکن است کلا به حالت تعلیق در بیاییم!
* مایلی کهن: دایی باعث باخت سوریان شد!
* قلعه نوعی: وقتی کاظمی و طالب لو رو از ما گرفتند طبیعی هم بود این نتایج را در المپیک بگیریم!
* جعفر پناهی فیلم «ایران، افتضاح در المپیک» را به زودی کلید می زند!